هارپ و پایان پاییز
یکشنبه, ۱۳ دی, ۱۳۸۸
نمی دانم چرا فکر میکنم این عکس شبیه یک ساز قدیمی است. چقدر توی گوگل چرخیدم تا اسمش را پیدا کنم!
“هارپ” همیشه دست یکی از شخصیت های انیمیشن وایکینگ ها قرار داشت و معمولا پایان داستان با آهنگ او بود.
پاییز؛ تمام قد
چهارشنبه, ۴ آذر, ۱۳۸۸
حالا که روزهای آخرش را سپری میکند، دارد خودنمایی میکند! رو را بروم!
یک روز آفتابی پاییزی. ساعت هشت صبح است؛ من و مجتبی روی پل سپید رودی ایستاده ایم که با عبور هر ماشینی زیر پایمان را می لرزاند.
*چه اسم با مسمی یی دارد این آذر!
فعلا بدون عنوان
دوشنبه, ۲۵ آبان, ۱۳۸۸
الگوی اصلاح ما
یکشنبه, ۲۶ مهر, ۱۳۸۸
جشن صدمین دیدار
شنبه, ۱۸ مهر, ۱۳۸۸
گروه کاربران گنو/لینوکس گیلان به مناسبت فرارسیدن صدمین جلسهی دیدار عمومی و هفتگی خود اقدام به برگزاری کارگاه نصب لینوکس و معرفی نرم افزار آزاد می نماید
این روز، یک روز استثنایی است! روزی که اعضای گروه وقت خود را در اختیار علاقمندان به نرم افزار آزاد و آنان که در پی کشف دنیای جدید و متفاوتی از دنیای نرم افزاریای که تا امروز تجربه کرده اند قرار خواهند داد.
اگر تا امروز نمی دانستید نرم افزار آزاد چیست!؟ اگر تا کنون تجربه کار با هیچ یک ار توزیع های آزاد را نداشته اید، اگر برای نصب یک سیستم عامل آزاد (توزیع مورد نظر خود) بر روی سیستم شخصی تان مشکل داشته اید و یا در پی کسب اطلاعات بیشتر در مورد سیستم عامل های متنوعی غیر از سیستم عامل شرکت مایکروسافت هستید، این روز متعلق به شما است.
شما می توانید با همراه داشتن رایانهی شخصی خود ( لپ تاپ، سیستم خانگی و …) از اعضای گروه بخواهید که در نصب یک سیستم عامل گنو/لینوکسی بر روی آن به شما کنند. ویا برای آشنایی بهتر، بیشتر و در پایان انتخابی صحیح انتظار دریافت اطلاعات مناسب داشته باشید.
قناعت در گلستان
سه شنبه, ۲۴ شهریور, ۱۳۸۸
باور بفرمایید حقیقت دارد
سه شنبه, ۱۷ شهریور, ۱۳۸۸
روباه حافظه دزد
جمعه, ۶ شهریور, ۱۳۸۸
تصویر بالا را ببینید. نمی دانم این فایرفاکس خدابیامرز با ویندوز چه پدرکشتگی دارد!؟ لحظه ی اولی که اجرا می شود نزدیک 80 -90 مگابایت از حافظه را می دزدد. همین فایرفاکس توی سوسه فقط 26 مگابایت حافظه اشغال کرده است. حالا اشکال کار از کجاست؛ خدا می داند!
امروز پرونده ی ترم تابستانی بسته شد. جای شما خالی! حالا فقط مانده ماه رمضان.
پروانه شو، پروانه شو
یکشنبه, ۱۸ مرداد, ۱۳۸۸
هر چه فکر میکنم این پروانه را به چه ربط دهم؛ چیزی به ذهنم خطور نمی کند. صفحه به صفحهی جناب گوگل را ورق میزنم تا به این شعر میرسم:
حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو/ و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو
هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن/ وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو
حالا میگویم شعر مولانا کجا و این گل و پروانه کجا! اما اشکال ندارد. مولانا که زنده نیست بیاید یقهی مرا بگیرد؛ سال مولانا هم که گذشت! دیگر نه مسئولان با او کار دارند نه دانشجویان. اصلا کی به کیه!؟ تازه! اینجوری، در این اوضاع نابسامان، کار فرهنگی هم کرده ام!
این عکس با احترام فراوان تقدیم یک دوست
کاش باور کنیم…
جمعه, ۱۶ مرداد, ۱۳۸۸
کاش روزی که به حقیقت برسیم آن را باور کنیم.
در حاشیهی نودمین نشست هفتگی “گیلان لاگ“/در ضمن : بیا مهدی شب هجران سحر کن!










