پروانه شو، پروانه شو

یکشنبه, ۱۸ مرداد, ۱۳۸۸

IMG_1449

هر چه فکر می‌کنم این پروانه را به چه ربط دهم؛ چیزی به ذهنم خطور نمی کند. صفحه به صفحه‌ی جناب گوگل را ورق می‌زنم تا به این شعر می‌رسم:

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو/ و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو
هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن/ وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو

حالا می‌گویم شعر مولانا کجا و این گل و پروانه کجا! اما اشکال ندارد. مولانا که زنده نیست بیاید یقه‌ی مرا بگیرد؛ سال مولانا هم که گذشت! دیگر نه مسئولان با او کار دارند نه دانشجویان. اصلا کی به کیه!؟ تازه! اینجوری، در این اوضاع نابسامان، کار فرهنگی هم کرده ام!
این عکس با احترام فراوان تقدیم یک دوست ;)

۹ پاسخ برای “پروانه شو، پروانه شو”

  1. مینا صدیقی گفت:

    برای صحبت کردن در مورد پروانه ها
    فردا روشنتر است…
    باز میگردم!

  2. سینا بخشایشی گفت:

    بچه که بودم، یه داستانی بود که خیلی دوستش داشتم
    “پروانه‌ها آزادند”
    حالا اون داستان رو خیلی بیشتر دوست دارم.
    چون فهمیدم که پروانه‌ها آزاد نیستند…

  3. محمد پورغلامی گفت:

    سلام لابدان!

    ” پروانه اگر سوخت
    بگو من جگرم سوخت
    پروانه برو گوشه کناری بنشین
    کاین قصه ی عاشقی دراز است هنوز.”

    بهت سر زدم که شرط ادب را به جا آورده باشم.
    یاعلی

  4. محمد گفت:

    مشکل از من نبود برادر !
    مشکل از لابدانه که چسب داره !

  5. ایمان گفت:

    ممنون رفیق

  6. فاطیما گفت:

    امیدوارم دوستتون لایق هدیه های خوب رویان باشن…

  7. محسن گفت:

    http://rapidshare.com/files/274228919/Parvaneh.7z.html


    صاحب وبلاگ: ممنون.
    اینجا را ببینید!

  8. محمدی پور گفت:

    باسلام آدرستان را آقای علی حسینی دادند تااز کارهاتان دیدن نمایم آرزوی موفقیت برایتان دارم .

  9. سیده خدیجه عظیمی گفت:

    سلام پسر دایی
    داشتم تحقیق می کردم ، اسمتون رو دیدم اومدم ببینم چه خبره ، پروانتون رو دیدم واقعا قشنگه ، حیفم اومد در موردش نظر ندم…

نظر بدهید