نمیدانم چرا تا اسم آستارا به گوشم میخورد، نا خودآگاه به یاد خرید میافتم…!
اما حضور تجمعی پینهدوزها در آنجا مرا بیشتر به فکر فرو برده است و شرایط بسیار مهم تجزیه و تحلیل و بررسی موارد گوناگون را برای اینجانب فراهم آورده است (گل بود به سبزه نیز آراسته شد!). در این خصوص به مواردی رسیدم که به شرح زیر است (تمامی این موارد فرضیه و گمان میباشند و قصد توهین به احدی را ندارم):
۱-اجناس آنجا زدگی دارند و نان پینهدوزها افتاده در روغن.
۲- پینهدوزها به گردش دسته جمعی آمدهاند، شاید هم در وبلاگشان عکسی گذاشته باشند! ( به کسی بر نخورد، وبلاگ بنده که نیست! )
۳- پینهدوزها تفییر شغل دادهاند و وارد تجارت جهانی (شاید هم قاچاق) شدهاند.
۴- پینهدوزها را به عنوان برده در آستارا میفروشند!!!!!
۵- مسابقات سخره نوردی پینهدوزها در آستارا.
۶- از پینهدوزها در آستارا به عنوان غریق نجات استفاده میشود!
۷- پینهدوزها به آستارا تبعید شدهاند، جرمشان معلوم نیست، فعلا…
۸- پینهدوزها از میثم خواستهاند که ازشان عکس بگیرد.
۹- پینهدوزها گنج پیدا کردهاند! ( به گمانم مدتهاست که پیدا کردهاند…)
۱۰- پینهدوزها میخواهند از مرز فرار کنند، شاید هم فرار مغزها! (چه کسی میگوید پینهدوزها مغز ندارند؟!!!)
و ….
(ترتیب موارد ربطی به دیگاه اینجانب ندارد، بلکه از الگوریتم FIFO استفاده شده)
تا یادم نرفته، اصل مطلب را بگویم که:
“همینجوری” قشنگ است.
سلام
گناه دریا چیست؟که دنیا نظاره گر اوست
شاید او نیز چون من دلتنگ تنهاییست…
این روزها ، بیچاره دریا ،کلافه شده !مگه نه؟!
چه کفشدوزک های قشنگی ، از اونور مرز دارن میان ؟گفتم آشنا نیستنا !!!
دیگه اینکه: دید خیلی جالبی دارین و دستانی توانا …
یا حق
اسفند ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۲:۰۳ ق.ظ
نمیدانم چرا تا اسم آستارا به گوشم میخورد، نا خودآگاه به یاد خرید میافتم…!
اما حضور تجمعی پینهدوزها در آنجا مرا بیشتر به فکر فرو برده است و شرایط بسیار مهم تجزیه و تحلیل و بررسی موارد گوناگون را برای اینجانب فراهم آورده است (گل بود به سبزه نیز آراسته شد!). در این خصوص به مواردی رسیدم که به شرح زیر است (تمامی این موارد فرضیه و گمان میباشند و قصد توهین به احدی را ندارم):
۱-اجناس آنجا زدگی دارند و نان پینهدوزها افتاده در روغن.
۲- پینهدوزها به گردش دسته جمعی آمدهاند، شاید هم در وبلاگشان عکسی گذاشته باشند! ( به کسی بر نخورد، وبلاگ بنده که نیست! )
۳- پینهدوزها تفییر شغل دادهاند و وارد تجارت جهانی (شاید هم قاچاق) شدهاند.
۴- پینهدوزها را به عنوان برده در آستارا میفروشند!!!!!
۵- مسابقات سخره نوردی پینهدوزها در آستارا.
۶- از پینهدوزها در آستارا به عنوان غریق نجات استفاده میشود!
۷- پینهدوزها به آستارا تبعید شدهاند، جرمشان معلوم نیست، فعلا…
۸- پینهدوزها از میثم خواستهاند که ازشان عکس بگیرد.
۹- پینهدوزها گنج پیدا کردهاند! ( به گمانم مدتهاست که پیدا کردهاند…)
۱۰- پینهدوزها میخواهند از مرز فرار کنند، شاید هم فرار مغزها! (چه کسی میگوید پینهدوزها مغز ندارند؟!!!)
و ….
(ترتیب موارد ربطی به دیگاه اینجانب ندارد، بلکه از الگوریتم FIFO استفاده شده)
تا یادم نرفته، اصل مطلب را بگویم که:
“همینجوری” قشنگ است.
اسفند ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۷:۳۴ ق.ظ
به نام خدا
سلام میثم فرحی ! حالت خوبه میثم فرحی؟ چه خبر میثم فرحی؟ عجب عکس های خدایی گرفتی میثم فرحی… کامنت سینا بخشایشی (شاعر معاصر) هم خیلی قشنگ بود میثم فرحی…
عکس کفشدوزک ها یا به قول سینا پینه دوز ها را که دیدم فکر کردم دیوار تاول است…
یه کلاس عکاسی واسه ما بذار بالام جان
اسفند ۲۳م, ۱۳۸۸ در ۵:۳۱ ب.ظ
کفش دوزک کجا پیدا کردی تو اخه!!!!!!!!!
کفش دوزگ که میگی یاد یک بنده خداهای میافتم از تشابه نام
فروردین ۱۵م, ۱۳۸۹ در ۹:۱۹ ب.ظ
سلام
گناه دریا چیست؟که دنیا نظاره گر اوست
شاید او نیز چون من دلتنگ تنهاییست…
این روزها ، بیچاره دریا ،کلافه شده !مگه نه؟!
چه کفشدوزک های قشنگی ، از اونور مرز دارن میان ؟گفتم آشنا نیستنا !!!
دیگه اینکه: دید خیلی جالبی دارین و دستانی توانا …
یا حق